من مرده ام
اینجا جهنم نیست!
روزا و سال های زیادی گذشته
بقدری همه چیز تغیر کرده ک حرفی برای گفتنم نمیذاره
بقدری بدی دیدم این چند ساله که ...
مادر بزرگام رو توی اون کرونای لعنتی از دست دادم
حالا موندم با یه مغز مریض ترک خورده
بد ترین اتفاقایی ک حتی فکرشم نمیکردم سرم اومد
کسی بهم بدترین خیانت رو کرد و منو تنهای تنها گذاشت
شانتی پیر شده
پیر شدم
تمام موهای سیام داره دونه دونه سفید میشه
تغیر کردم
با همه دعوا میکنم
با هیچکس نمیتونم حرف بزنم
تنهای تنها موندم
شانتی دیگه دوستم نداره
اتاقم رو دوست ندارم
خونه رو دوست ندارم....
برای دختر و پسر نداشته ام...
.
.
.
من مرده ام,
من سالها پيش مرده ام
سالها پيش
شايد شبي كه آذرخشي تمام هستيم را زيرو رو كرد
يا وقتي كه از شدت درد
در چشمان خسته ي زمان به شماره افتادم
و تمام زندگيم يكباره فنا شد .
آنوقت كه غم به دنيا آمده بود
و روي صورت خورشيد چروك افتاده بود
آنروز كه ماه گريه ميكرد
و سايه ها ي سرد دیگر اسم نبودند و يك خواب عميق,
سالروز شكوفائي عاطفه ام را
شياطين با خون جشن گرفتند
و خونخواران رذل مهمانان ان شدند
روي پيكر نحيف و خسته ي من پايكوبي كردند
وتكه تكه هاي وجودم را با لاشخور صفتان به پذيرائي نشستند
ومن تنها در خودم شكستم,
بوئيدن مرگ تنها آرزويم بود,
خواب بارون روياي هميشگيم بود
اما ديگر نه ناي رفتن داشتم
و نه ياري ماندن ,
همان روز بود كه سر بر بالين گورستانم گذاشتم ..
آري اينجا ارامگاه كسي است
كه ميداند هميشه تنهاست.....
.
.
.
((کپی برداری ممنوع!!!!!!!))
.
.
.
تاسیس وبلاگ:1386
HoMe |
EmaiL |
ProFiLe
برچسب:
نویسنده: نیکی حسینیپور